یکشنبه ۲۱ آذر ۱۳۹۵

حجت الاسلام موسوی: مساجد همواره مورد حرکت های مهم و اساسی بوده اند.

به گزارش «کانون سبحان»؛ حجت الاسلام سید علی موسوی، مسئول دبیرخانه کانون های  فرهنگی وهنری مساجد استان لرستان در گفت و گو با خبرنگار  شبستان در خرم آباد، گفت: مسجد محل عبادت، بندگی و محل اجتماع و وحدت جهان اسلام است. وی، با اشاره به کارکرد های مساجد از صدر اسلام تاکنون، افزود: مساجد همواره […]

۳۱ مرداد آخرین مهلت ثبت نام جشنواره قرآنی مدهامتان در لرستان

به گزارش«کانون سبحان» به نقل از شبستان، حجت الاسلام سید علی موسوی، مسئول دبیرخانه کانون های فرهنگی و هنری مساجد استان لرستان، امروز(۲۷ مرداد) درجمع خبرنگاران، گفت: مهلت ثبت نان اینترتی در جشنواره قرآنی مدهامتان تا ۳۱ مرداد تمدید شده است. وی افزود:  تاکنون  حدود ۴۰۰نفراز اعضای کانون های فرهنگی و هنری مساجد استان به […]

کد خبر:18906 | بازدید: 103
تاریخ انتشار:۰۶ آبان ۱۳۹۴ - ۱۲:۱۴ ق.ظ
پرينت خبر: چاپ مطلب

کوهدشت را دریابید!

به کوهدشت شهید پرور رفتم تا چون محرم های گذشته ، این دهه ی محرم را نیز در میان قوم خود، به تبلیغ معارف دین بپردازم.

حجت الاسلام سید صادق محمدی وفاییییسرویس یادداشت و مقاله “کانون سبحان”؛ / حجت الاسلام سید محمد صادق محمدی وفایی:

به نام خداوند جان وخرد
به کوهدشت شهید پرور رفتم تا چون محرم های گذشته ، این دهه ی محرم را نیز در میان قوم خود، به تبلیغ معارف دین بپردازم.
وارد شهر شدم . اما چه شهری؟! شهری که از نظر سیاسی و تبلیغات انتخاباتی ، جلوتر از تهران است! کوهدشت سرشار از اداره و رئیس ، معاون و کارمند است .برخی بر این باورند بعضی از ادارات بیش از نیاز خود نیرو جذب کرده اند ولی با آن همه اداره و رئیس ، و نیروی کار، مشکلات شهر چنان زیاد است که گویا اداره ای و نظارتی وجود ندارد! دست اندازها در خیابان های کوهدشت به صورت جدی و دائمی وجود دارند!
آشغال های متراکم برخی از محله های شهر ، شرم آور شده است.خیابان های چاله و چوله ای و… مرا به یاد گفتار بنده خدایی انداخت که نام کوچه اش را «خدا مرگ» گذاشته بود! از او پرسیدند فلسفه این نام گذاری چیست؟ جواب دادند چون این کوچه به حدی خاکی ودست انداز و چاله و چوله دارد با آمدن بارانی (که رحمت الهی است) پاهایم در گل گیر می کند و گیر کردن چندباره پا و با زحمت بیرون کشیدن آن باعث می شود، بگویم خدا مرگ !
به مسجد رفتم نماز بخوانم چند نفر فقیر در ورودی مسجد نشسته بودند از میان آنها پیرزنی که با چادری رنگ باخته بر زمین نشسته بود و به دست و جیب دیگران ملتمسانه چشم دوخته بود، دلم را سوزاند! با دلی گریان وارد محراب مسجد شدم نماز ظهر و عصر را به جماعت خواندیم .سخنرانی کوتاهی کردم به سیمای نمازگزاران نگاههایی دوختم .چون از مسجد بیرون آمدم خواستم سوار ماشینم شوم ، پیرمردی که نمازش را در صف اول جماعت خوانده بود جلو آمد و گفت حاج آقا نیازمندم اگر خودت هم نداری از افرادی که دارند کمکی جمع کن!
ای خدای بزرگ گویا آن افراد فقیر، نیازشان شدید بود و خیال کرده بودند جیب های من طلبه سرشار از پول است و حال آن که طلبه کجا و جیب های پر از پول کجا؟!
خدایا خودت نیک می دانی فلانی به منزلم آمد و گفت فیش حقوقیت را برای ضمانت لازم دارم و چون به او گفتم طلبه ها که فیش حقوقی ندارند و بنده نیز در هیچ ادره ای کارمند و مسول نیستم تا فیش حقوقی داشته باشم،قهر کرد و رفت!
خداوند فرمود ای بنی آدم مال برای خوردن و پوشیدن و انفاق است » دریغا در این جامعه خوردن و پوشیدن هست ولی انفاق کردن بسیار کم رنگ است.
از مسجد به منزل یکی از اقوام رفتم هنوز از ماشینم فاصله نگرفته بودم که شیشه های شکسته و ریز شده سمندی نو توجه ام را به خود جلب کرد و شخصی که از او هیچ شناختی نداشتم جلو آمد و گفت آقای محمدی شما که در سایت های کوهدشت یادداشت هایی می نویسید چرا در مورد امنیت این شهر چیزی نمی نویسید؟! آیا نوشتن در مورد امنیت ممنوع است؟در این مورد چیزی به شما گفته اند؟
گفتم بنده طلبه ای بیش نیستم دوست دارم دردهای جامعه را بیان کنم و هیچ خط قرمزی را به بنده اعلام نکرده اند.
جناب ! چه کسی این شیشه ها را شکسته است؟!فرمودند دو نفر سوار موتور بودند و شمشیر کشیدند و شیشه ها را شکستند و رفتند !
گفتم با هم مشکلی داشتید؟
فرمودند خیر
گفتم پس چرا؟
گفت نمی دانم
و…
علاوه بر این شب که شد میزبانم گفت باید فکری برای ماشینت بکنیم!
گفتم چه فکری؟
او گفت حاج آقا! از جهت امنیت . او گفت ماشینم را خاموش کردم به منزل رفتم تا برگشتم صندوق عقب را باز کرده بودند و زاپاس ماشینم را بردند! کوهدشت که قم نیست ماشینت را در خیابان و کوچه تا صبح رها کنی !
به سمت بهشت زهرای کوهدشت رفتم ، پمپ گاز را به حدی شلوغ دیدم که از خجالتی سر به زیر شدم!
جاده کوهدشت و زانوگه و چند بانده کردن آن هم حکایتی دیگر دارد.مذاکرات هسته ای به سرانجام رسید ولی گویا دوبانده شدن آن جاده به سرنوشت سد معشوره مبتلا شده است!
در مورد عزاداریی که برای سالارشهیدان و شهدا نیز، حرف برای گفتن بسیار است.فقط شش نکته را بیان می کنم:
یکم:
اسلامی که این همه می درخشد باید سخنرانان و نوحه خوان و اذان گویان آن هم در حد امکان بدرخشد شاید جذبی صورت گیرد. وقتی هرسالی یک محرم و یک روز عاشورا دارد و ارادت مردم به امام حسین(ع) و سپاه با وفایش ، باعث می شود همگان از هر جناح و سلیقه ای به مساجد ، خیابان ها و هیات ها بیایند. وظیفه هر طلبه ای ، استفاده از این فرصت و گل چین کردن و گفتن نکات کاربردی و متناسب با نیازهای عزادارن است . بعضی ها در این مورد ، نقدهایی جدی بر گفتار و نحوه ی بیان بعضی از ما طلبه ها دارند.
دوم:
عزاداری و اجتماع عظیم زنجانی ها در دهه محرم نوعی از عزاداری است و اجتماع دهل ها و بلندگوها ، بی نظمی ها و مزاحمت های خیابانی در کوهدشت ما نیز یک نوع از زنده نگه داشتن عزای اباعبدالله (ع)است!
آیا مسولین مربوطه بهتر از این نمی توانند عمل کنند؟! این است مدیریت کردن عزاداران حسینی؟! مردم مدیریت پذیر نیستند یا مسولین کوتاهی می کنند و یا …؟
سوم:
تقریبا همه نذرها و غذاهای نذری در روز عاشورا انجام و به مردم داده می شوند. ای کاش برخی ها به نذر کردن و غذا دادن در روزهای اول و دوم و…محرم روی بیاورند.تا اسرافی صورت نگیرد.
از سویی نذرهای غذایی جذابیت خاصی را دارند. در همین محرم شش جلسه سخنرانی در منزلی داشتم آخرین جلسه بیش از اندازه جمعیت آمده بود . خدایا امروز این همه جمعیت چرا و چگونه آمده است؟ با نمی از دقت متوجه شدم که درآن آخرین روز آش نذری هم داده می شود.
چهارم:
کسب معرفت بیشتر و گرفتن پند وتذکر برای هرکسی سرشار از سود است .متاسفانه بسیاری از هیات ها فقط چند نوحه می خوانند و چند ساعت سینه می زنند و چند تا دهل پاره می کنند ولی از طلبه و سخنران هیچ بهره ای ندارند!
وقتی در جامعه افرادی هستند که سینه می زنند، ولی حق الناس را رعایت نمی کنند! نماز می خوانند و سینه می زنند ولی زن و فرزند آزار هستند! به شکم بچه اهمیت می دهند ولی به تربیت اهمیت نمی دهند ، تهمت می زنند ولی حسین حسین هم می گویند و گاه کارمند نظام هستند اما با انقلاب و سلام و آموزه های آن فاصله دارند چرا هیات ها باید ،از سخنران و طلبه محروم باشند؟
پنجم:
بی کاری و بالا رفتن سن و سال ازدواج جوانان نیز دردی بزرگ است.وقتی اسلام عزیز جوانان را به میوه ی بر درخت تشبیه کرده است و می فرماید اگر میوه ها به وقت چیده نشوند فاسد خواهند شد و بر زمین خواهند افتاد چرا پدر و مادرها و مسولین این همه جوان نیازمند ازدواج را می بینند ولی برای سر و سامان دادن آنها جد و جهدی و حرکتی نمی کنند؟!
ششم :
مهاجرت از کوهدشت به تهران و دیگر شهرها کاملا مشهود است .اگر با این سرعت ادامه یابد در آینده ای نه چندان دور کوهدشت شهری اختصاصی برای ادارات و کارمندان و مسولین خواهد شد!
ای عالی جنابان و مسولین کوهدشت ! مرحوم آیت الله مجتبی تهرانی «ره» می فرمودند شصت سال قبل مسئولیتی (مرجعیت) را بر دوش یک از اهل معرفت گذاشتند او دنبال آن مسئولیت نرفته بود و برای رسیدن به آن تلاش و رقابت نکرده بود.آن فرد آمد تعدادی از صلحا را جمع کرد و گفت من دعایی می کنم و شما آمین بگویید. گفت خدایا اگر من از عهده این مسئولیت بر نمی آیم، مرگ من را برسان. استاد ما می فرمود چهل روز نگذشت که من در مجلس ترحیم او شرکت کردم.
آن استاد ما می فرمود من از بعضی تعجب می کنم که رقابت می کنند تا این بار را به دوش بکشند. اگر انسان احتمال داد که ماندنش برای دینش ضرر دارد، ایراد ندارد برای رسیدن مرگش دعا کند. ممکن است ماندن فرد برای دین خودش ضرر نداشته باشد؛ ولی برای دین دیگران ضرر داشته باشد. در این حالت هم اشکالی ندارد. من مهم نیستم. دین مهم است» علاوه براین از نظر شریعت در چند مورد از خداوند طلب مرگ شده است یکی جایی که انسان به سمت گناهان برود گناهانی که خشم خداوند را به دنبال داشته باشد.
امام سجاد(ع) فرمودند خدایا اگر بنا بود به سمت گناه بروم و خشمت بیایید قبل از رفتن جانم را بگیر. مرحوم مجلسی نیز در جلد ۳۳ بحارالانوار نامه ۶۹ نقل کرده است که «چون بعضی از مردم نادان خیال می کردند امام رضا با مامون خوش است و از ولایتعهدی راضی است و به خاطر دنیا دینش را از دست داده است. امام آرزوی مرگ کردند تا مردم با این سوءظن به هلاکت نیفتند و دینشان را از دست ندهند.»
حضرت مریم (س) نیز چون به حضرت عیسی (ع)حامله شد و حرف و حدیث ها و طعنه ها آغاز شد ، وجامعه با دیدی منفی به او نگاه می کردند و … فرمودند ای کاش مرده بودم و فراموش شده بودم.
مرحوم طبرسی در تفسیر مجمع البیان از قول امام صادق(ع) در خصوص علت تقاضای مرگ از سوی حضرت مریم(س) می گوید این خانم بزرگوار در تمام قومش یک مرد سراغ نداشت که تیزهوش و تیزبین باشد و از او دفاع کند و بگوید که مریم به گناه آلوده نشده است و از اینکه مردم به او گمان بد ببرندخجالت می کشید.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

rah
2015-04-27_132103
ogat94
104994_orig
104991_orig
2015-04-19_130338
2015-06-26_055049
2015-06-29_234100
2015-11-16_000503
2015-11-24_095018
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ و متعلق به "کانون فرهنگی و هنری سبحان مسجد جامع کوهدشت"می باشد.
طراحی: دیــــزاین