سه شنبه ۲۸ شهریور ۱۳۹۶

اعزام اعضای کانون های فرهنگی هنری مساجد لرستان به اندیشه های آسمانی

به گزارش کانون سبحان حجت الاسلام سید علی موسوی، مسئول دبیرخانه کانون های فرهنگی هنری مساجد استان لرستان امروز(۱۱ شهریور) درجمعی از خبرنگاران، گفت: دهمین دوره اندیشه های آسمانی با مخاطب ویژه ترکیبی، از بین فعالین کانون های فرهنگی هنری مساجد برگزار می شود.   وی با بیان اینکه امسال دهمین دوره طرح اندیشه های آسمانی […]

حجت الاسلام موسوی:کانون های فرهنگی هنری مساجد سنگر مقابله هجمه های دشمنان هستند.

به گزارش «کانون سبحان»؛ حجت الاسلام سید علی موسوی، مسئول دبیرخانه کانون های فرهنگی هنری مساجد لرستان در گفت و گو با  شبستان در خرم آباد، با گرامیداشت سالروز تاسیس کانون های فرهنگی هنری مساجد، گفت: کانون های فرهنگی هنری مساجد پایگاه مهم دینی، انسان سازی و تربیت است. وی با بیان اینکه مقابله با […]

کد خبر:23899 | بازدید: 248
تاریخ انتشار:۰۱ بهمن ۱۳۹۴ - ۴:۴۰ ب.ظ
پرينت خبر: چاپ مطلب

مثنوی «داغ شقایق» به مناسبت تشییع ۹۴ شقایق گمنام در شیراز

«کانون سبحان» / سرویس ادبی: به مناسبت سالگرد عملیات کربلای پنج و تشییع ۹۴ شقایق گمنام در شیراز مثنوی «داغ شقایق» تقدیم به شهدای گمنام هشت سال دفاع مقدس

2016-01-21_050557بسم رب الفاطمه بانوی عشق –  یار غمخوار علی در کوی عشق
آن سپردار علی روز بلا  – مخزن‌الاسرار رنج کربلا
«کانون سبحان» /منصور نظری/ سرویس ادبی: به مناسبت سالگرد عملیات کربلای پنج و تشییع ۹۴ شقایق گمنام در شیراز مثنوی «داغ شقایق» تقدیم به شهدای گمنام هشت سال دفاع مقدس
چشم دریا خون‌فشان، غَم داغ را  –  کربلا برپا همه آفاق را
شد خبر دل را که بویی می‌رسد  –  صاحب سِرِّ مگویی می‌رسد
کربلا را لاله رویی می‌رسد  –    غرقه در خون روی و مویی می‌رسد
از خُم کوثر سبویی می‌رسد  –  از مِی حق تَر گلویی می‌رسد
دست بازو بسته چون حیدر کَسی  –  پیکر دریادلانی اطلسی
می‌چکد خون از گلوی لاله‌ها  –  شهر حافظ مست بوی لاله‌ها
عاشقی یعنی که زهرا پیشگی  –  یار و غمخوار ولی، هَمّیشگی
عاشق یعنی که در بحر بلا    –  همچو غواصان بنوشی مِی زِ لا
لا چو گشتی در اِلای فاطمه    –  ره بیابی کربلا را خاتمه
چشم دریا خون‌فشانِ یاسِ عشق  – غرقه در خون آمده غواصِ عشق
آنکه شیرینش به جان، زهراست او  –  هر دَمَش یک کربلا برپاست او
گفتم از زهرا نفس آتش گرفت    –    سینه شوقِ یالثاراتش گرفت
گفتم از زهرا لبانم سوختند  – آتشی در سینه‌ام افروختند
کیستی اِی زُهرۀِ مغموم عشق؟ – نقشِ خونین خدا بر بوم عشق
  سینۀِ دریا غریقِ داغِ یاس    –  کرده بر تن خاکِ صحرا، خون لباس
سینۀِ سرخ شقایق، داغِ عشق    –  بوی زهرا می‌دهد آفاقِ عشق
می‌تپد دریادلی را دل به خاک    –  عشق زهرا کرده مستان را هلاک
یادگار از عشق زهرا سینه‌چاک  – استخوانی مانده بر جا و پلاک
استخوان‌ها را کفن پوشیده‌اند  –  در کنارِ هم شقایق چیده‌اند
کربلا را محرم راز آمدند  –  کربلای پنجیان بازآمدند
آن پرستوها به پرواز آمدند  – بال‌وپرها غرقه خون بازآمدند
از سفر بازآمدند آن یارها    –    با خمینی آن علم بردارها
گَشته گم یوسف به کنعان آمدند    –    شهرِ حافظ را به مهمان آمدند
در کفن‌پوشیده تن‌ها آمدند  –    جان فدایی‌های زهرا آمدند
استخوان‌ها بوی همت می‌دهند    –  بوی درد و رنج و محنت می‌دهند
بوی یاس خورده سیلی می‌دهند  –    بوی روی گشته نیلی می‌دهند
بوی پهلویِ شکسته می‌دهند    –  بوی بازوهایِ بسته می‌دهند
بوی فرقِ غرقه در خون می‌دهند  – بوی فکه بوی مجنون می‌دهند
استخوان‌ها بوی خیبر می‌دهند  – داغ همت بر دل ما می‌نهند
دستِ دل بر دامن سروی بلند  –  رفته دل در دام گیسویی به بند
قومِ بوده کربلا آرامشان  –  بی کفن در خاکِ غربت بی‌نشان
دسته‌گل‌های کفن‌پوش آمدند  – گشته یاران فراموش آمدند
کرده نوش از لعل حیدر جام‌ها –  بازگشتند از سفر گمنام‌ها
آتشی در سینه، بر لب آه سرد –  رود خون از دیده‌ها جاری به درد
کاروانی می‌رسد لبریز مَرد  –  عاشقانِ کربلا را خون نَوَرد
کربلا آن قبلۀِ آمالشان  –  نُه‌فلک آشفته‌حالِ حالشان
می‌زند بر ساحلِ دل، موج غم  –  استخوان‌ها خفته در آغوش هم
خفته در خاک بلا غواص عشق    –  حرمت حق تا بدارد پاس عشق
حق که باشد جز حسین و فاطمه  –  کربلا باشد بر این ره خاتمه
حق حسین است و حسین است عین حق  –    وز غم او گشته این عالم خَلَق
در ازل او عهد ما را بست اَلَست  – از برایِ او هویدا گشته هست
یک بلی گفتیم و عالم شد بلا  –    قبلۀِ شش‌گوشه بر پا کربلا
نقطه پرگار هستی شد حسین    –    برمدار او بگردد عالمِین
در حریمش کَس نگردد خاصِ عشق    –  تا نگردد در یمش غواصِ عشق
آنکه غواصی کند در بحر او    –    کی نماید جز بلا را آرزو
غوطه چون خوردی در این بحر عمیق    –  یابی اندر او همه دُرّ و عقیق
هرکه این ره رفته برگشتش چو نیست –  عمق این دریا نداند کَس که چیست
هرکه یک قطره خورد زین آب عشق  – تا ابد گردد دلش بیتاب عشق
در یم او هرکه‌ای غواص شد  –  عاقبت بر نیزه چون عباس شد
به امید ظهور حضرت یار …
پنج‌شنبه اول بهمن ماه ۱۳۹۴ منصور نظری

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

rah
2015-04-27_132103
ogat94
104994_orig
104991_orig
2015-04-19_130338
2015-06-26_055049
2015-06-29_234100
2015-11-16_000503
2015-11-24_095018
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ و متعلق به "کانون فرهنگی و هنری سبحان مسجد جامع کوهدشت"می باشد.
طراحی: دیــــزاین