چهارشنبه ۲۹ شهریور ۱۳۹۶

اعزام اعضای کانون های فرهنگی هنری مساجد لرستان به اندیشه های آسمانی

به گزارش کانون سبحان حجت الاسلام سید علی موسوی، مسئول دبیرخانه کانون های فرهنگی هنری مساجد استان لرستان امروز(۱۱ شهریور) درجمعی از خبرنگاران، گفت: دهمین دوره اندیشه های آسمانی با مخاطب ویژه ترکیبی، از بین فعالین کانون های فرهنگی هنری مساجد برگزار می شود.   وی با بیان اینکه امسال دهمین دوره طرح اندیشه های آسمانی […]

حجت الاسلام موسوی:کانون های فرهنگی هنری مساجد سنگر مقابله هجمه های دشمنان هستند.

به گزارش «کانون سبحان»؛ حجت الاسلام سید علی موسوی، مسئول دبیرخانه کانون های فرهنگی هنری مساجد لرستان در گفت و گو با  شبستان در خرم آباد، با گرامیداشت سالروز تاسیس کانون های فرهنگی هنری مساجد، گفت: کانون های فرهنگی هنری مساجد پایگاه مهم دینی، انسان سازی و تربیت است. وی با بیان اینکه مقابله با […]

کد خبر:41972 | بازدید: 536
تاریخ انتشار:۲۰ اسفند ۱۳۹۵ - ۱۲:۰۹ ق.ظ
پرينت خبر: چاپ مطلب
خاطره ای در مورد اولین شهید کوهدشتی مدافع حرم؛

همرزم شهید قدرت الله عبدیان از رشادت های وی در جنگ ۳۳ روزه می گوید/قدرت در بین رزمندگان به شهید زنده معروف بود/جزء معدود افراد دارای تخصص ضد زره به شمار می رفت./ماجرای ناپدید شدن وی و دوستش در جنگ ۳۳ روزه

به گزارش «کانون سبحان»؛ متن زیر خاطره ای از اولین شهید کوهدشتی مدافع حرم؛ شهید والامقام قدرت الله عبدیان می باشد که توسط همرزم وی در جنگ ۳۳ روزه؛  روایت شده است و این خاطره به شرح زیر می باشد:   جنگ سی و سه روزه رژیم اشغالگر فسطین بر علیه حزب الله لبنان شروع […]

به گزارش «کانون سبحان»؛ متن زیر خاطره ای از اولین شهید کوهدشتی مدافع حرم؛ شهید والامقام قدرت الله عبدیان می باشد که توسط همرزم وی در جنگ ۳۳ روزه؛  روایت شده است و این خاطره به شرح زیر می باشد:

 

جنگ سی و سه روزه رژیم اشغالگر فسطین بر علیه حزب الله لبنان شروع شده بود؛ که بعدها حرب تموز نام گرفت.یک طرف کفر مطلق با تمام امکانات نظامی و به روز دنیا با پشتیبانی ابرقدرتها؛در مقابل عده ای جوان شیعه و گمنام لبنان به نام حزب الله؛ شیعیان لبنان از بیروت بسمت جنوب تا مرزهای فلسطین پراکنده اند،واین نحوه پراکنده گی جمعیت موجب شده که حزب الله در مرز فلسطین همیشه با اسراییل در تقابل نظامی و سیاسی باشد.

بیشتر شیعیان بیروت در منطقه ای بنام ضاحیه تمرکز دارند. آنچه در نبردهای امروزی مزیت بحساب می آید،نه عده است و نه عُده!

نه داشتن ابرناوهاست و نه داشتن ابر هواپیماها! ونه داشتن پیشرفته ترین ابزار و عدوات جنگی است.بلکه داشتن نیروهایی است معتقد به آخرت،ایثار و از خودگذشتگی و عاشق شهادت؛ از آنجا که در این جنگ نامتقارن و نامتوازن،دشمن باتمام توان نظامی و با تبلیغات فراوان وارد شده بود،فرصت خوبی بود تا درس خوبی به این متجاوز داده شود و پوزه اش به خاک مالیده شود تا بدانند که شیر بچه های شیعه باهمه آنچه آنها درباره بشریت می دانند، تفاوت اساسی دارند.

*شهید عبدیان از معدود افرادی بود که تخصص ضد زره را داشت./نبرد شهید در لبه جلویی منطقه

بهترین تخصص برای مقابله با تانکهای دشمن که با پشتیبانی هواپیماهای بدون سرنشین و جاسوسی بنام Mk حمایت می شدند،داشتن تخصص ضد زره بود،واین بهترین فرصت بود برای شهید قدرت که در این عرصه خدمات ارزنده ای را ارائه دهد. شهید قدرت جزء معدود نفراتی بود که در این زمینه متخصصی بود به تمام معنی. وقتی فرمایشات مقام معظم رهبری را بعداز شهادت سردار حاج حسن تهرانی مقدم در ذهنم مرور میکنم(عارفی وارسته،پارسایی بی ادعا،مجاهدی خستگی ناپذیر و نستوه و……)، چقدر این تعریفها هم برازنده شهید عبدیان بود،و نشان از این دارد که همه ی مردان خدا چقدر بهم شبیه اند. برای مقابله با تانکهای میرکاوا که بروزترین تانک دنیا بود و براساس ادعای سازنده گان آن،هیچ نقطه ضعفی نداشت،باید بیش از هر عملی تا سرحد ممکن به آنها نزدیک شد،در حالیکه هر تانک با دو دسته نیروی پیاده همراهی میشد،که تانک را پشتیبانی میکردند. و اینجا بود که تعهد و تخصص و شجاعت این دلاور مرد و شیعه امیرالمومنین (ع) باعث شده بود جزو معدود نفرانی باشد که در لبه جلویی منطقه نبرد،با تانکهای اسراییلی دست و پنجه نرم کند.

بعضی وقتها  آنقدر حجم آتش دشمن زیاد بود،که این رزمنده ها مجبور بودند برای شکار یک تانک ساعتها و بلکه چندشبانه روز در یک سنگر زیر زمینی موضع بگیرند تا از آتش هلیکوپترهای آپاچی که خیلی هم بی صدا روی سرشان حاضر می شدند،در امان باشند. گاهی وقتها روزها و شبها می شد که از حال و روز بچه ها بی خبر بودیم،جنگ طوری پیش میرفت که رزمنده ها باید میتوانستند با کمترین آذوقه ،ارتباط و حتی حرکت و جابجایی چند روز دریک موضع کمین کنند. اوضاع جنگ خیلی سخت شده بود،مخصوصا حضور هلی کوپترهای آپاچی این عرصه را سخت تر هم کرده بود.

اوج حملات دشمن تا بن دندان مسلح،روزهای ۲۳ به بعد جنگ بود. دشمن باتمام امکانات وارد شده بود تا بتواند خط دفاعی حزب الله را بشکند که با عنایت خاصه اهل بیت (علیهم السلام) این امر محقق نشد.

از آنجایی که نباید حضور معدود رزمنده های ایرانی،که بیشتر در کار فرماندهی و مستشاری بودند،لو میرفت،هیچگونه مدرک هویتی همراه نداشتیم و قرار بود تا میتوانیم مقاومت کنیم ودر صورت اسیر شدن،دست به عملیات استشهادی بزنیم تا تبعاتی برای کشور نداشته باشد. دشمن اهریمنی هم از حضور رزمنده های ایرانی باخبر بود،ولی توان اثبات نداشت که در عرصه بین الملل بتواند برعلیه ایران در سازمان ملل قطعنامه ای تصویب کند،از اینرو تمام تلاش خود را برای گرفتن اسیر و حتی پیکر ایرانیان انجام می داد که بحمدلله هیچوقت موفق نشد.

راضی به شهادتشان بودیم،دوست نداشتیم اسیر شوند./جنگ تمام شد و خبری از آن ها نشد…

واما شهید قدرت،در نزدیکترین فاصله به دشمن در حال جهاد بود،از روز بیست و پنجم جنگ ارتباط ما با برادر قدرت و برادر (س) ،که در یک مکان بودند ، قطع شد،منطقه ای که شدیدترین درگیریها را داشت، تقریبا برای همه مسجل شده بود که این دو برادر شهید شده اند.از آنجا که شهادت آرزوی دیرینه ی هر شیعه و محب اهل بیت (علیهم السلام)است،دعا می کردیم که فقط اسیر نشده باشند و راضی به شهادتشان بودیم.

جنگ به اتمام رسید وخبری از این دو برادر نشد،پس از برقراری آتش بس و پیروزی اسلام بر لشگریان کفر و تثبیت مرزها،بخاطر مسایل امنیتی مجبور بودیم سریع به ایران برگردیم.وهنوز از آن دو برادر عزیزمان خبری نبود،همه دوستان و همکارها تقریبا از زنده بودن برادرانمان قطع امید کرده بودیم و از آنجا که رابطه ی حقیر با شهید قدرت،ویژگی خاصی داشت،حتی برخی شهادت ایشان را بمن تبریک و تسلیت میگفتند.

باهمه مشغله و درگیری ذهنی که داشتم به ایران آمدم.بعداز چند روز مادر شهید عبدیان را دیدم و جویای احوال شهید قدرت شدند و در پاسخ ایشان،عرض کردم که قدرت شاید تا یکسال نیاید،میخواستم برای خانواده شهید پیش زمینه ای باشد برای شنیدن خبر شهادت؛ شهید آنروزها تازه داماد بود و چند روزی قبل از اعزام ، ازدواج کرده بود،ازدواجی مبارک با خانواده ای از تبار جبهه و جنگ و شهادت؛ ازدواج با خواهر مکرمه و محترمه دوشهید گرانقدر،سعادت و احمد قبادپور و چقدر از این وصلت اعلام رضایت می کردو عنایت امام زمان عج را احساس می کرد.

*دربین دوستان قدرت به شهید زنده معروف بود.

بعداز حدود بیست روز،خبر مسرت بخشی به محل کار مخابره شد و آن خبر این بود: که برادرانمان هردو زنده و سرحال هستند و آن چند روز رو بعلت فشار جنگ و نزدیکی با دشمن در اختفا و استتار بوده اند و با شرایط فوق العاده سختی توانسته اند جان خود را حفظ کنند.

این بهترین خبر ممکن  برایمان بود پس از مراجعت؛، از آن به بعد در بین همکاران،قدرت به شهید زنده معروف شد. ویژگیهای خاص و منحصر بفرد شهید باعث شده بود که هر کس با این شهید عزیز،مراوده داشت،بتواند عطر شهادت را از وجود مبارکش استشمام کند.

همه همکاران و همسایگان شهید،به منش شهیدگونه ایشان،اذعان داشته و او را شهید زنده می نامیدند. در دیداری که سردار کشکولی، فرماندهی محترم سپاه استان از خانواده شهیدان قبادپور داشتند و با شهید عبدیان که داماد خانواده بود، هم کلام میشوند،از منش ایشان به وجد آمدند و اینگونه بیان میکنند : از وجود این برادر(قدرت) میشود بوی شهیدان را استشمام کرد،چقدر چهره ای نورانی دارند و انسان را به یاد جبهه و جنگ می اندازند،چقدر ایشان شبیه شهداست و براستی که،قدرت شهید زنده بود و هست و چه برازنده ی قامتش بود شهادت؛ شهید زنده بالاخره در نیمه خرداد به آرزویش رسید.

و سلام (ابو فاطمه )

برای شادی روح شهدای مدافع حرم به خصوص شهید حاج قدرت الله عبدیان صلوات

 

شایان ذکر است متن این خاطره برگرفته از گروه تلگرامی شهید عبدیان می باشد.

انتهای پیام/

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

rah
2015-04-27_132103
ogat94
104994_orig
104991_orig
2015-04-19_130338
2015-06-26_055049
2015-06-29_234100
2015-11-16_000503
2015-11-24_095018
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ و متعلق به "کانون فرهنگی و هنری سبحان مسجد جامع کوهدشت"می باشد.
طراحی: دیــــزاین