سه شنبه ۱۲ فروردین ۱۳۹۹

همدلی «جکی چان» با ایران در مبارزه با کرونا+فیلم

«جکی چان» ستاره هنگ کنگی سینما با انتشار پیامی ویدئویی در راستای مبارزه با ویروس کرونا گفت: قوی باش چین! قوی باش ایران!

رهبر معظم انقلاب: مقامات آمریکا شارلاتان و تروریست هستند/ اگر کوته‌بینی نکنیم ایران به قلّه حکومت اسلامی می‌رسد

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای فرمودند: مقامات آمریکا، دروغگو، وقیح، طمّاع، شارلاتان و تروریست هستند؛ آنچه خوبان همه دارند آن‌ها به‌تنهایی دارند.

کد خبر:50213 | بازدید: 441
تاریخ انتشار:۰۱ دی ۱۳۹۶ - ۹:۵۷ ب.ظ
پرينت خبر: چاپ مطلب
حجت الاسلام و المسلمین سید صادق محمد وفایی:

گلّه ای گله از شوهرم !

سرویس یادداشت و مقاله کانون سبحان/ حجت الاسلام و المسلمین سید صادق محمد وفایی: ✍ مشاور بودم و خانمی آمد و گفت من از شوهرم گلّه ای گله دارم ! گفتم یک گلّه گله ؟! گفت بلکه بیشتر ! گفتم چرا؟ گفت گفتن همه که زمانبر است فقط نمونه هایی تقدیمت می کنم: یکم : […]

سرویس یادداشت و مقاله کانون سبحان/ حجت الاسلام و المسلمین سید صادق محمد وفایی:
✍ مشاور بودم و خانمی آمد و گفت من از شوهرم گلّه ای گله دارم !
گفتم یک گلّه گله ؟!
گفت بلکه بیشتر !
گفتم چرا؟
گفت گفتن همه که زمانبر است فقط نمونه هایی تقدیمت می کنم:
یکم :
چون خواستگارم شد و بله ام را شنید چنان می گفت تو
زیباترینی ،
ماه منی،
عزیزترینی
و
نفسمی که گویا بند جانش به بند وجود من بسته شده بود!
اما اکنون که با اویم از آن ماه و نفسها اثری نمی بینم! و گاه می گوید حیف پَسَت نمی گیرند و گرنه پَسَت می دادم!
می گویم چی ؟!
می گوید شوخی کردم
او می گوید شوخی کردم ولی دلم می گوید بسیاری از این شوخیها از ته دل می آیند.
دوم:
گوشی لمسی و اینترنت دارد بسیاری از نگاههایش به دل و چشم این گوشی لعنتی دوخته شده است!
می گویم ای کاش من آن گوشی دستش بودم تا هم لمسهایش نثارم می شد و هم فرودگاه چشمانش بودم و هم در زیر باران همه ی توجه های قرار می گرفتم.
ای کاش من آن گیگ های اینترنتی بودم که او با ارادت و عشق شبانه روز خرجشان می کند.
سوم:
به جای این که عکسهای سالهای کودکی ،نوجوانی ،جوانی و…من در آلبوم گوشیش جای بدهد تصاویر بازیگران خانم و ….آلبوم او را اشغال کرده است!
ای کاش من هم در میان آن همه تصویر عجیب و غریب جایی داشتم.

چهارم:
تلفنهای مشکوکش آزارم می دهد .
گاه از منزل که بیرون می رود جواب تلفنم را نمی دهد و گاه چند ساعتی گوشیش خاموش و یا در دسترس منی که ماه او بودم نیست!
پنجم :
به خودم می رسم و کارهای منزل را هنرمندانه انجام می دهم و گاه انقلابی در چیدن لوازم و…منزل به وجود می آورم اما دریغ از تشکری !
گویا زبانش بند آمده است و چشمانش نمی بیند !
ششم :پول در جیب هایش متراکم شده است و من از آن همه پول نصیبی ندارم ! گویا او امریکا شده است و من ایرانی هستم که در تحریم او به سر می برم!
هفتم :
پاک و پاکیزه بودن او برایم ارزشمند است اما او ژولیده و ناپاک دیده می شود!
هشتم :
تمام قد در مقابل مادر و دیگر اعضای خانواده اش می ایستد و تکریم می کند اما چون مادر تس و…مرا می بیند گویا بیگانه ای تمام عیار را می بیند!
و…
او از گلّه ی گله اش گفت و گفت و من از گفتنهای او غمبار شدم و به خویشتن می گفتم این دیگر چه شوهری است ؟!
الهی هیچ مردی را نامرد نکن .
و امید هیچ خانمی را بی درک و پرپر نکن.
@seratsadegh

دیدگاه ها (۱ دیدگاه)


  1. ناشناس

    نمیدانم نوشتن این قصه که بدتر از آن در زندگیهای انسانهای امروزی وجود دارد چه لطفی برای خواننده اش میتواند داشته باشد

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

rah
104994_orig
104991_orig
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ و متعلق به "کانون فرهنگی و هنری سبحان مسجد جامع کوهدشت"می باشد.