چهارشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۷

چند کیلومتر از خطوط مرزی زمینی و دریایی سوریه در اشغال است؟ + نقشه میدانی و تصاویر

۷ سال از بحران سوریه گذاشته و نیروهای ارتش و رزمندگان جبهه مقاومت با کمک روس ها موفق شدند بخش های وسیعی از مناطق اشغالی را به کنترل دربیاورند و شکست های سنگینی را به گروه های تروریستی وارد کنند.

اگر پیام شهدا را درست بشنویم گرایش به شرق و غرب از بین ما می رود

به گزارش کانون سبحان به نقل از پایگاه اطلاع‌رسانی دفتر مقام معظم رهبری، بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار دست‌اندرکاران کنگره شهدای استان قزوین که در تاریخ ۱۴ آبان ۹۷ برگزار شده بود، صبح امروز در محل این همایش در قزوین منتشر شد. حضرت آیت الله خامنه‌ای در این دیدار با اشاره به موقعیت […]

کد خبر:59008 | بازدید: 262
تاریخ انتشار:۲۶ مهر ۱۳۹۷ - ۱۲:۵۸ ق.ظ
پرينت خبر: چاپ مطلب

ابیاتی در مورد «مدیر» سروده بهروز ضرونی

مدیر مدیر هست آدمی کت و شلواری کت و شلواری توسی یا سرمه ای زمستانش نیست کاپشنی و هست کت و شلواری چرا که جنابش هست چاق و چله و گرما ای چله تابستان هست و مدیرش باز کت و شلواری کت و شلوار نیست که جای خالی است *** مدیر هست آدمی عزیز و […]

مدیر
مدیر هست آدمی کت و شلواری

کت و شلواری توسی یا سرمه ای
زمستانش نیست کاپشنی و هست کت و شلواری

چرا که جنابش هست چاق و چله و گرما ای

چله تابستان هست و مدیرش باز کت و شلواری

کت و شلوار نیست که جای خالی است
***
مدیر هست آدمی عزیز و ادیب

سخنور هست و سخندان و خطیب
تسبیح در دست و خودکار به جیب

پی حل مشکلات می خزد نجیب

حواس پرت هست و سر به شیب

آخر مدیر هست شغلی پر رقیب
***
مدیر هست آدمی همه فن حریف

هرچند که باشدش لاغر و نحیف
ماله کش است در نقطه چین ظریف

آخر هست مدیر روحش لطیف
شعر چون مدیر دیده ای سخیف؟

چه بایدش کرد وقتی باید ردیف

***
مدیر هست آدمی پشت میز

امضا می کند نامه ها را کند و تیز
در تماس هست با نماینده ریز ریز

آخر صندلی ریاستش هست لیز لیز
رانتی هست و منفعت طلب نیز

وقتی می رسد سفارش ها ریز ریز

***
پاسخ گویی نباشد کار او

تامین بودجه نباشد کار او
حل بحران نباشد کار او

نظارت هم نباشد کار او
مدیر هست آدمی مفت خور و چیزها

اگر اوصافش باشد این مسأله ها
بالاخره شد آنچه باید میشد

شعر اگر دیدی برسان سلام ما را
***

بهروز ضرونی _ ۰۶/۰۷/۱۳۹۷

در شهر من
در شهر من کار گر نیست کارگر هست

هرچند نیست پول اما داد و ستد هست
در شهر من نپرسید نیست چرا کار داد و ستد هست

یک روز اگر بود بپرسید کار چرا هست
در شهر من گرچه هست مسئول نایاب

اما مدیر که فراوان یافت هست
در شهر من غم بیکار شدن نیست

هرکس نیست جیره خوار بیکار هست
در شهر من بارها وعده ها بدادند و برفتند

آخر وعده ها حکم بهارستان هست
در شهر من گویند شمال قشنگ است

اما آیا به زیبایی شیرزش هست؟
در شهر من سکوت نخبه و خبره بلند است

اما از شانس بد هم مافیا چشم بند هست
در شهر من هوا ناجوان مردانه سرد است

اما آیا از دولتش جوان مردی هست؟
بهروز ضرونی _۰۶/۰۷/۱۳۹۷

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

rah
2015-04-27_132103
ogat94
104994_orig
104991_orig
2015-04-19_130338
2015-06-26_055049
2015-06-29_234100
2015-11-16_000503
2015-11-24_095018
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ و متعلق به "کانون فرهنگی و هنری سبحان مسجد جامع کوهدشت"می باشد.
طراحی: دیــــزاین