سه شنبه ۱ مرداد ۱۳۹۸

آغاز اجرای طرح جوانه‌های صالحین در کوهدشت

فرمانده سپاه کوهدشت گفت: اجرای طرح جوانه‌های صالحین در شهرستان کوهدشت آغاز شد.

اجرای طرح هر مسجد یک خانه برای یاری رساندن به سیل زدگان

سردار غیب پور، گفت: طرح هر مسجد یک خانه برای یاری رساندن به سیل زدگان و تسریع در بازسازی مناطق سیل زده اجرایی می شود.

کد خبر:63046 | بازدید: 628
تاریخ انتشار:۲۰ تیر ۱۳۹۸ - ۶:۴۲ ب.ظ
پرينت خبر: چاپ مطلب
ویژه نهمین سالگرد ارتحال آیت الله مروجی؛

راز ماندگاری شیخ ما / یادداشت رضا آزادبخت

سرویس یادداشت کانون سبحان/ رضا آزادبخت:  برخی از شخصیت ها چنان در حافظه تاریخی یک مردم ماندگارند که گرد وغبار ناشی از گذشت روزگار  نمی تواند آنان را از یاد وخاطر مردم بزداید.برخی از این شخصیت ها خود به تنهایی شناسنامه یک شهرند! و آن دیار وشهر با نام آنان شناخته می شوند. (هزاوه ) […]

سرویس یادداشت کانون سبحان/ رضا آزادبخت:  برخی از شخصیت ها چنان در حافظه تاریخی یک مردم ماندگارند که گرد وغبار ناشی از گذشت روزگار  نمی تواند آنان را از یاد وخاطر مردم بزداید.برخی از این شخصیت ها خود به تنهایی شناسنامه یک شهرند! و آن دیار وشهر با نام آنان شناخته می شوند. (هزاوه ) کجاست ؟ اما وقتی می خوانیم امیر کبیر همان پسر بچه کربلای قربان آشپز دربار  قائم مقام فراهانی از این روستا برخاسته نامش با امیر کبیر گره می خورد.یا خود قائم مقام فرزند(فراهان)  در آن زمان کمی بزرگترازهزاوه امیر کبیر بوده که شخصیتی چون قایم مقام از آن برخاسته چه کسی کوره روستایی چون (کدکن )را می تواند از روی نقشه جغرافیایی پیدا کند وبگوید کجای ایران است؟ اما همین (کدکن ) با نام استاد محمد رضا شفیعی کدکنی برای خودش اسم و رسمی دارد.چه کسی کوره روستای (نوق ) زادگاه هاشمی رفسنجانی را بلد است.

کدام شخص است که تا الان ویا هنوز هم نه بداند زادگاه قاسم سلیمانی کدام ده کوره از کرمان است.؟ودهها شخصیت دیگر معاصر از  فرهنگی  گرفته تا سیاسی همگی رگ وریشه روستایی دارند که شاید بسیار ارادتمندان آنان مقسط رأسشان را با رگ وریشه وصلشان به آن دیار می شناسند. و آن دیار به برکت نام اینان شناخته می شوند.شیخ ما حضرت آیت الله مروجی، ثُمَ مبلغی؛ یکی از از این شخصیت هاست! که با رحلتش بزرگی و وزانت و مقامش عیان گشت و دیار ما را با نامش یک بار دیگر بر سر زبان ها انداخت.

شیخی با وقار ونجیب  به دور از چشم کارگزاران و دولتیان وحکومتگران چنان بر دل مردم این دیار جا خوش کردکه نماد معنوی این مردم شد.این دیار سیاست زده شخصیت های بسیاری را با شیره جان خویش پرورش داده اما هیچکدام از آنان چون شیخ بر چشم ودلشان ننشسته!علت هم آنان که این عشق وعلاقه حاصل  یک عاشقی  پنجاه ساله است!که هنوز هم ادامه دارد.

راز این همه عشق وعلاقه مردم به شیخ چیست؟

۱- نخست تقوی وپرهیزگاری شیخ  است.تقوی وپرهیزگاری فضیلتی است که انسان را در چشم ودل مردم عزیز می کند.رشته ای قلبی و ایمانی میان انسان و خدا که با چشم سر دیده نمی شود فقط عاشق ومعشوق است که در این عشقبازی لذتش را می چشند و در این نظر بازی بیخبران حیرانند.

این عشقبازی میان شیخ وشاهدش چنان شیخ را مجذوب ومحو جمالش ساخته بود که که گاه سجد های طولانی بر صنم خویش اورا از خود بیخود وشیدا می کرد چنانکه گاه فرزندان شیخ گمان می بردند شیخ کالبد تن خاکی را شکسته  وبه اعلی اعلیین پیوسته  است.

تقوی شیخ را عزیز دل مردم ساخته بود.گفتار وکردارش بوی خدا می داد چه در منبر وعظ وخطابه چه در محراب وسجاده سخن لغو وبیهوده ای که خیر دنیا و آخرت در آن نمی رفت بر زبان جاری نمی ساخت.هرچه می گفت قول واثق بود و فعل صادق سخنش چنان  بوی خدا می داد چون باران بر خاک تشنه گوهرتقوی چنان مهرش را در دل همه انداخته بود که کلامش ختم کلام وسخنش وحکمش فصل الخطاب  همگان بود.

۲- ساده زیستی :از آن زمان که شهر رنگ شهر به خود دید وشیخ پیشنماز مردم شد تا هنگام رحلتش نه مالی اندوخت نه عمارتی افزود هرچند می توانست وکافی بود اشاره ای به صاحبان مال ومنال شهر نماید تا آنقدر از ضیاع وعقار بنامش بنچاق نمایند که بی نیاز روزگار گردد اما نکرد.زیرااعتقاد داشت آنچه را که نپاید دلبستگی را نشایدو بر در ارباب بی مروت دنیا نرفت که به تمنای مالی باشد ورگه ای از سختی روزگار وتنگی معاش.با حد اقل روزی که می رسید قانع بود.وروزگار می گذارانید.عزت نفس خویش را در لجن زخارف دنیوی خوار وخفیف نکرد.نه به دنیا دل بست ونه به زرق وبرق فریبنده اش زیرا ایمان داشت که :هرچه دلبستگی انسان به دنیا بیشتر باشد گرفتاری و دغدغه اش بیشتر است.با نام دین نان دنیا را نخورد همان آب باریکه که می رسید کافی بود تا دستار خویش را در گرو منت هیچ مالدار و دنیا داری  نگذارد.چنان بر نفس خود امیر بود که دنیا اورا نفریفت واسیر خویش نساخت و دامن  پاکش را هیچ نا پاکی دنیوی نجس و تر نکرد.دنیایی بود  که خانه ای شصت متری اورا در خود گنجانده بود.

۳- مردمی بودن :شیخ یک عمر در میان مردم زیست وامور شرعی ودینی را به آنها آموخت چنان با مردم ساخت که شد یکی از همین مردم.از آداب نماز تا احکام  زکات از بستن عقد نکاح زنانشان تا دفن اجساد امواتشان از اختلافات خانوادگی تا مرافعات ملکی دعوای خویش را به محکمه شیخ  می بردند تا حکمش را بر دیده منت نهند.او (آقا)ی این مردم بود اما آقایی نکرد!رعیت پروری ونوچه پروری نکرد.ثروتمند وفقیر برایش توفیر نداشت نه  ثروتمندرا برای ثروتش احترام می کردونه قدرتمند را بخاطر قدرتش سنگ محکش خدا بود.چه بسیار قدرتمندان و ثروتمندان که بر درگاه خانه اش یا مسجد جامع اش ملتمس دعایی و استجا زه ای از او بودندتا نفس گرمش گره از کار فرو بسته اشان  بگشاید.نه برسفره رنگین آنان نشست ونه دلق خویش را آلوده عشرتشان ساخت.اصحاب  وحواریونش از هر قوم وقماشی بودند  دلاک  ؛خباز؛نساج وکفاش معلم ودانشجو  و سید وروحانی کشاورز وبازاری چنان  محبوب قلوب مردم بود که حضورش در زندگی اشان تبرک وتیمن می دانستند

۴- عدم وابستگی به مسایل سیاسی وحزبی :شیخ بیشتر عمر شریفش را در زمان حاکمیت  رژیم پهلوی  گذراند و پس از آن نظام‌ جمهوری اسلامی  که روحانیت در راس قدرت بودند اما به اصحاب قدرت نزدیک نشد اگر هم کارش به حکومت می افتاد برای گشایش کار مردم بود ولاغیرنه ثنای حکومت  را نکرد ونه نان قدرتشان را خورد ونه جیبی از قِبَلشان دوخت.اجازه نداد گروها وجناح های سیاسی نفوذ معنوی اش در میان مردم را به نفع خویش مصادره نمایند.نه با (چپ )نشست  ونه با (راست )برخاست همه را فرزندان خویش می دانست خود را وارد بحث وجدل های آنان نمی کرد.این روحیه اورا محبوب تندرو ترین سیاسی گران وسیاست بازان ساخته بود.پدری بود که همه را زیر چتر وحدت وهمدلی وبرادری جمع می کرد.

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

rah
104994_orig
104991_orig
2015-04-27_132103
ogat94
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ و متعلق به "کانون فرهنگی و هنری سبحان مسجد جامع کوهدشت"می باشد.