یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵

حجت الاسلام موسوی: مساجد همواره مورد حرکت های مهم و اساسی بوده اند. موسوی کانون مساجد

به گزارش «کانون سبحان»؛ حجت الاسلام سید علی موسوی، مسئول دبیرخانه کانون های  فرهنگی وهنری مساجد استان لرستان در گفت و گو با خبرنگار  شبستان در خرم آباد، گفت: مسجد محل عبادت، بندگی و محل اجتماع و وحدت جهان اسلام است. وی، با اشاره به کارکرد های مساجد از صدر اسلام تاکنون، افزود: مساجد همواره […]

۳۱ مرداد آخرین مهلت ثبت نام جشنواره قرآنی مدهامتان در لرستان 2016-08-21_021356

به گزارش«کانون سبحان» به نقل از شبستان، حجت الاسلام سید علی موسوی، مسئول دبیرخانه کانون های فرهنگی و هنری مساجد استان لرستان، امروز(۲۷ مرداد) درجمع خبرنگاران، گفت: مهلت ثبت نان اینترتی در جشنواره قرآنی مدهامتان تا ۳۱ مرداد تمدید شده است. وی افزود:  تاکنون  حدود ۴۰۰نفراز اعضای کانون های فرهنگی و هنری مساجد استان به […]

کد خبر:17197 | بازدید: 151
تاریخ انتشار:۲۴ مرداد ۱۳۹۴ - ۱:۰۷ ق.ظ
پرينت خبر: چاپ مطلب

عکس/«مسابقه خوش‌تیپ‌ترین پیرمردها!»

همیشه قرار نیست مدل‌ها از بین جوانان شهر انتخاب شوند. گاهی اوقات، پیرمردها هم دوست دارند بیشتر دیده شوند. شهر سائوپائولو در اقدامی جالب خوش‌تیپ‌‎ترین پیرمرد را از بین چندین نفر شرکت کننده انتخاب کرد.

به گزارش“کانون سبحان”، البته این اولین بار نیست که چنین رقابتی در سائوپائولو برگزار می‌شود. شاید شما پیش خود فکر کنید که نیم تاج و لباس‌های زینتی از ملزومات یک مسابقه زیبایی باشد، اما این مسابقه یک استثنا است!

شهر سائوپائولوی برزیل سالانه در یک رقابت منحصر به فرد خوش‌تیپ‌ترین پیرمرد خود را انتخاب می‌کند. در ادامه تصاویر و توضیحات مربوط به این مسابقه را خواهید دید.

آئورئو دو ناسیمنتو پیروز این رقابت شد. او 63 سال دارد و راننده خودروهای سنگین است

آئورئو دو ناسیمنتو پیروز این رقابت شد. او ۶۳ سال دارد و راننده خودروهای سنگین است
 او با 21 نفر دیگر به رقابت پرداخت که همه آن‌ها بین 62 تا 94 سال سن داشتند

او با ۲۱ نفر دیگر به رقابت پرداخت که همه آن‌ها بین ۶۲ تا ۹۴ سال سن داشتند
 اویلازیو باروسو تورسِ 90 ساله یکی از رقبای او بود

اویلازیو باروسو تورسِ ۹۰ ساله یکی از رقبای او بود
 چند جایزه دیگر نیز با عناوین جالبی اهدا شد: آقای وقار، آقای لبخند و آقای خجالت

چند جایزه دیگر نیز با عناوین جالبی اهدا شد: آقای وقار، آقای لبخند و آقای خجالت

منبع: عصر هامون

دیدگاه ها (۱ دیدگاه)


  1. امیر

    چرا دین اسلام؟!
    شاید این سوال از سوی خوانندگان محترم مطرح گردد که با وجود اینکه قرن های دور ، ملت ایران دین اسلام را پذیرفته آیا طرح چنین سوالی اصلاً موضوعیت دارد؟
    متاسفانه شبهات فراوانی از سوی دشمنان دانا از طریق شبکه های متنوع ماهواره ای و فضای مجازی و همچنین دوستان نادان در خصوص پذیرش دین اسلام از سوی ملت ایران جهت اغفال نوجوانان و جوانان مطرح می گردد ، بنده به اقتضای شغل معلمی ام (دبیر تاریخ) با طرح چنین سوالات و شبهاتی از سوی دانش آموزان بارها مواجه بوده ام ، بنابراین احساس وظیفه کرده و با اجازه اساتید تاریخ و کارشناسان امور مذهبی ، به قدر بضاعت علمی و اطلاعات تاریخی ام ، جهت پاسخ به برخی از این سوالات به دانش آموزان و نسل جوان برآمدم.
    کم نیستند افرادی که به دلیل ضعف بنیه دینی و عدم شناخت کافی از دین ، وقتی در مواجه با شبهه یا شبهاتی که مطرح می شود پاسخ مناسب ندارند، ضعف خود را به حساب ضغف دین گذاشته ، رأی به عدم کار رایی آن می دهند و برای اینکه توجیهی داشته باشند به دین پشت کرده و به آیین دیگری روی می آورند .
    ویا شنیده اید می گویند : (( عقل آدمی به چشم اوست)) این مثل معروفی است، اما دلیل محکمی که بتوان با آن کسی یا چیزی را رد و یا تایید نمود نیست.
    شاید این مثل برای افراد عادی کوچه و بازار محک قابل قبولی باشد ، لیکن برای اشخاص صاحب اندیشه و خرد معیار مناسب و منطقی نخواهد بود به سبب اینکه معیار قضاوت برای اینگونه افراد ، مدارک و اسناد معتبر و مستدلات عقلی قابل قبول است.
    شبهه دیگری که معمولا از ناحیه چنین شبکه ها و افرادی مطرح می شود مربوط به حس وطن خواهی است.
    حس وطن خواهی از هرکسی دیده شود قابل تحسین است(حب الوطن من الایمان) اما در خصوص مسائلی مانند نوع دوستی ، دفاع از مظلوم ، پذیرش دین ، کسب علم و…..صدق نمی کند. رعایت چنین مواردی نه تنها با وطن دوستی منافات ندارد بلکه ارزشمند و قابل ستایش هم می باشند ، اما هستند کسانی که وطن را در مقابل دین قرار داده و دراین تقابل جانب وطن را می گیرند با کمال تأسف باید گفت:شدت این جانبداری زمانی خواهد بود که به قول آنها دین وارداتی باشد.
    به تعبیر این دسته ، چون دین اسلام متعلق به اعراب بوده لزومی نداشته اجداد ما آنرا بپذیرند ، حال که ما عقل و شعور داریم و خوب و بد را از هم تشخیص می دهیم و از طرفی دین وطنی هم داریم ، نیازی نمی بینیم تا بر دین اسلام باقی بمانیم ! در پاسخ به این افراد می توان گفت: اولاً پیام دین اسلام جهانی است نه قومی ، در قرآن که سند معتبر این دین است ، پیامبر با لفظ((رحمته للعالمین)) آمده است ، ایشان به عنوان اسوه ی حسنه به بشریت معرفی شده ((لقد کان فی رسول الله اسوه حسنه)) و در خیلی از آیات قرآن از عناوینی همچون ((یا ایها الناس))،((یا ایها الذین آمنوا و …………)) استفاده شده که نشان می دهد مخاطب عام دارند. و منظور قرآن همه بشریت است. ثانیاً پیامبر اسلام به استناد تاریخ درسال هفتم هجرت نامه های دعوت به سمت اسلام را برای سران کشورها نوشت، کشور هایی که به نوعی دین هم داشتند (آسمانی و زمینی) اگر دین اسلام فقط دین عرب بوده به چه دلیل پیامبر خدا چنین نامه هایی را می نویسد ؟! اتفاقاً به جز خسرو پرویز پادشاه ایران همه دعوت شدگان با احترام برخورد کردند واغلب آنها حتی به دین اسلام هم آمدند.
    ثالثاً نمونه های زیادی از انتشار دین در نقاطی غیر از مکانی که دین در آنجا ظهور کرده وجود داردبه عنوان نمونه دین زردشت بنا به اخبار متواتر ازبابل (عراق کنونی) پیدا شده اما در ایران منتشر گردید ، دین بودا از هند برخاست ولی در کشورهای همجوار مانند چین هم انتشار یافت و مورد اقبال قرار گرفت، دین حضرت مسیح در فلسطین ظهور کرد امام در اروپا ، آمریکا و سراسر جهان انتشار یافت. شبهه دیگری که مطرح می گردد. این است که ما دین اسلام را بازور پذیرفتیم ، در حالی که پذیرش دین می باید با طیب خاطر و باشور و شوق باشد تا ماندگار گردد.
    اگر این شبهه درست باشد ، می بایست پس از رفتن اعراب و برداشته شدن شمشیرها ، مردم به دین قبلی باز می گشتند ، نه تنها چنین نشد ، بلکه به مرور زمان بر پیروان آن افزوده گردید. اتفاقات و حوادث بعدی این حقیقت را به وضوح نشان می دهد و برآن صحه می گذارد.
    تأثیر دین اسلام در زندگی مردم تا جایی پیش رفت که ، حکومت هایی مانند علویان ،آل بویه ، صفویان و جمهوری اسلامی که پایه مردمی داشتند تشکیل گردیدند ، حضور دین در بطن ومتن زندگی مردم باعث شد تا هزاران دانشمند از آبشخورآن سیراب شده ، خدمات ارزنده ای به جامعه بشریت ارائه دهند ، اگر ایمان راسخ .به دین اسلام از یک طرف .و حس جهادی که این دین در وجود آنها ایجاد کرده بود از طرف دیگری نبود، عالمانی همچون فردوسی ، سعدی ، حافظ، یعقوبی، مسعودی، طبری، عطاملک جوینی ، نظام الملک و……به جهان علم معرفی نمی شدند.
    اگر این دین با اکراه و اجبار به ملت ایران تحمیل شده بود ! مهاجمان وحشی همچون ترکان و بیگانگان به وسیله ی این دین رام نمی شدند و حتی به دین اسلام گرایش پیدا نمی کردند. آیا سقوط تمدن های مشهور و حکومت های قدرتمند ومخوف به دست اعراب مسلمان شده به سبب ساز و برگ نظامی و برتری عددی بود، یا واقعاً ایمان راسخ و پیام های حیات بخش اسلام که با فطرت انسانی سازگار بود؟
    یکی از دلایل اصلی پذیرش دین اسلام بوسیله مردم ایران ، ظلم و ستم بیش از حد ساسانیان بود. کافی است تا وضعیت این دوره را مورد مطالعه قرار دهیم تا حقیقت معلوم شود. شهید مطهری در کتاب خدمات متقابل اسلام و ایران جمله زیبایی را در این خصوص دارد:
    ((اگر نسیم روح بخش اسلام به کالبد مرده ملت ایران در اواخر دوره ساسانی نمی خورد، چه بسا ملت ایران یهودی ، مسیحی و شاید بودایی می شدند.))
    ضمن اینکه ایشان در همین کتاب دلایل زیادی مبنی بر پذیرش اختیاری دین اسلام ارائه داده است.
    مطلب مهم دیگری که لازم است تا بدان .اشاره گردد بحث ((تحریف)) است . ادیان دیگر در زمان خود اگر تحریف نمی شدند مورد قبول بودند اما تحریف شدند و برای زمان های بعد خود کفا نمی باشند، بنابراین دین اسلام هم خود کفاست و هم شناخت آن از منابع معتبر و متنوع مورد قبول خداوند است.((ان الدین عند الله الاسلام)) قرآن کریم آیاتی زیادی دال بر تحریف ادیان دیگر و عدم تحریف خود دارد مانند:
    – پس ستمگران آنان(بنی اسراییل) آنچه را به آنان گفته شده بود ، بر سخن دیگر تفسیر می کردند، ما هم به خاطر ستم پیشگی آنان ، عذابی آسمانی بر آنان فرستادیم (سوره اعراف آیه ۱۶۲) .
    بگو: قطعاً اگر جن و انس گرد آیند که مانند قرآن را بیاورند ، نمی توانند مانندش را بیاورند ، اگر چه پشتیبان یکدیگر باشند (سوره اسرا آیه۸۸)
    همانا ما قرآن را نازل کردیم ویقیناً ما نگهبان آن (از تحریف و زوال) هستیم (سوره حجر آیه ۹)
    کسانی که به این قرآن هنگامی که به سویشان آمد کافر شدند(به عذابی سخت دچار می شوند) بی تردید قرآن کتابی است شکست ناپذیر . که هیچ باطلی از پیش رو و پشت سرش به سوی آن نمی یابد ،نازل شده از سوی حکیم و ستوده است.(سوره فصلت آیه ۴۲-۴۱)
    برای روشن تر شدن مطلب ناگزیر از توضیح چند نکته هستیم:
    – ((اسراییلیات))یعنی بدعت ها و چیز های که وارد متون دینی یهود شده اند که نه با دین و نه با عقل سازگار نیستند . اینها نشاندهنده ی این واقعیت تلخ اند که دین یهود دچار تحریف شدید شده است.
    دین مسیحیت هم از دستبرد تحریف در امان نمانده ، کافی است تا اناجیل چهارگانه را مورد مطالعه ومداقه قرار دهیم تا به این حقیقت پی ببریم.
    از طرف دیگر بر فرض هم که تحریفی صورت نگرفته باشد ، به چند دلیل نمی توان غیر از دین اسلام به دین دیگری تمسک جست و اطمینان پیدا کرد
    اولا: سطح فکر بشر در زمان آن ها سطح فکری همچون انسان ها در ادوار بعد نبوده است.
    ثانیا: بشر به اقتضای پیشرفت و سطح توسعه یافتگی اش نیازهای جدیدی پیدا کرده و سوالات تازه ای در مورد مباحث مختلف مطرح می نموده است به جز دین آخر (اسلام) هیچ کدام از ادیان دیگر با استناد به دلایل فوق جوابگوی این نیازها و پاسخگوی این سوالات نمی توانسته باشند.
    -((هرهری مذهب)) این اصطلاح را جلال آل احمد در کتاب خدمت و خیانت روشنفکران بکاربرده است. در دوره ی قاجار بخصوص پس از فتحعلی شاه دومین پادشاه این سلسله باب روابط با دول اروپایی باز شد، عده ای از جوانان برای تحصیل وعده ای هم از باب تفنن و یا برای تجارت راهی سرزمین فرنگ شدند، متأسفانه بعضی از آنها به محض تماشای پیشرفت های آنها شیفته ی فرهنگ و تمدن آنها شدند و نسبت به فرهنگ و تمدن و حتی دین خود بی رغبت و بیزار گردیدند ، بدتر از آن اینکه این نوع چرخش ، نگرش و نرمش را کلاس و پیشرفت برای خود تلقی نموده در صدد ، ترویج فرهنگ غرب و القاء مظاهر آن به جامعه ی ایران شدند ، و در برگشت به کشورشان چنان نسخه هایی پیچیدندکه نه نتها باعث پیشرفت کشور نگردیده بلکه موجب تشتت آراء در زمینه های سیاسی ، ایدئولوژیکی و اجتماعی هم شدند :
    اقبال لاهوری شاعر برجسته ی پاکستانی شعر ((مومن خود و کافر فرنگ شو)) را در جواب چنین تفکری نوشت:
    دکتر علی شریعتی در این زمینه سخن جالبی دارد: ((اینها فرق تمدن با تجدد را ندانسته ، به جای آن که به کشور تمدن بیاورند تجدد را آوردند)) همان سخنی که یکی از این آقایان که گفته بود ، اگر بخواهیم پیشرفت کنیم ، می باید از فرق سر تا ناخن پا فرنگی شویم ، از قضا همین شخص وقتی در بستر بیماری افتاد و واپسین لحظات عمر خود را سپری می نمود. با این سوال مواجه شد که اگر زمان به عقب برگردد آیا همان دیدگاه را خواهید داشت ؟ در جواب می گوید: خیر ! البته افرادی هم بودند که تمدن غرب را خوب شناختند و تلاش کردند تا مظاهر و دستاورد های مثبت آن را به کشور آورند و در حقیقت در راه بیداری امت ایران گام های اساسی هم برداشتند.
    متأسفانه در عصر ما نیز ، عده ای تحصیل کرده و با پز روشنگری ، پیشرفت و توسعه را در گرو پشت کردن به دین می دانند و یا دین را آنگونه که منافع و خواسته های آنها اقتضا کند تفسیر می نمایند.
    سخن پایانی اینکه اهل علم و اصحاب خرد بدانند که می دانند ، علم و دانش برای حصول ، درک ، و نیل به بصیرت و آگاهی است نباید چشم بسته چیزی را پذیرفت و کور کورانه و یا مفرضانه برکرسی قضاوت نشست ، بلکه با تکیه بر براهین عقلی و با استناد به مستندات نقلی مطلبی را رد و یا تأیید نمایند(الذین یستمعون القول و یتبعون الحسنه))
    مراد پیریان
    کارشناس ارشد تاریخ

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

rah
2015-04-27_132103
ogat94
104994_orig
104991_orig
2015-04-19_130338
2015-06-26_055049
2015-06-29_234100
2015-11-16_000503
2015-11-24_095018
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ و متعلق به "کانون فرهنگی و هنری سبحان مسجد جامع کوهدشت"می باشد.
طراحی: دیــــزاین