سه شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۹

دمیدن سرنا از دهان گشاد

محمد کرم ساعد پور نوشت:شما باز در این فضا شیطنتتان گل کرده و با این نامه سرگشاد به دشمن سیگنال می زنید که در ایران یک صدای واحد وجود ندارد! آری آقای خویینی ها! دیگر شیطنت های شما نخ نما شده است.

از عریانی گلشیفته تا آوازه خوانی احمدی نژاد

به وضوح مشخص است که احمدی نژاد از شیوه تبلیغات یا بازاریابی معکوس برای جلب توجه بیشتر استفاده می کند. به نظر می رسد که وی به این جمع بندی رسیده است که در هر صورت باید در صدر اخبار حضور داشته باشد.

کد خبر:67884 | بازدید: 438
تاریخ انتشار:۰۶ خرداد ۱۳۹۹ - ۸:۲۸ ب.ظ
پرينت خبر: چاپ مطلب

پویش مطالعاتی کتاب های«بچه های ممدگره» و «تمنای بی خزان»

به گزارش کانون سبحان؛ کتاب «بچه های مَمّد گره» به بیان خاطرات دیده بانی گردان های ادوات و توپخانه لشکر ۳۲ انصارالحسین(ع) استان همدان می پردازد که توسط حمید حسام نگارش شده و توسط انتشارات فاتحان به چاپ رسیده است. عباس نوریان مسئول واحد دیده بانی گردان ادوات لشکر ۳۲ انصارالحسین(ع) هم مقدمه ای کوتاه […]

به گزارش کانون سبحان؛ کتاب «بچه های مَمّد گره» به بیان خاطرات دیده بانی گردان های ادوات و توپخانه لشکر ۳۲ انصارالحسین(ع) استان همدان می پردازد که توسط حمید حسام نگارش شده و توسط انتشارات فاتحان به چاپ رسیده است. عباس نوریان مسئول واحد دیده بانی گردان ادوات لشکر ۳۲ انصارالحسین(ع) هم مقدمه ای کوتاه برای این خاطرات نوشته است.لشگر انصارالحسین(ع) متشکل از نیروهای استان همدان بود و رزمندگانی که اهالی این استان بودند در آن می جنگیدند. با آغاز جنگ تحمیلی توسط حزب بعث عراق، رزمندگان عمدتا سپاهی از همدان به شکل تخصصی با فن دیده بانی آشنا نبودند. سرعت، پیشروی های زمینی دشمن، فرصت آموزش و استفاده از ابزار آتش را به نیروهای مردمی نمی داد و به غیر از دو سه تن که پیش از جنگ، خدمت سربازی را در ارتش گذرانده بودند، کسی با به کار گیری ظرفیت آتش منحنی آشنا نبود.

در سال ۱۳۵۹ که شروع خاطرات کتاب هم از همین مقطع است، رزمندگان سپاه همدان، مسئول دفاع از شهر سرپل ذهاب بودند و سهم شان برای این دفاع، فقط یک قبضه خمپاره اندازه ۱۲۰ میلی متری بود.

این کتاب ۶ بخش دارد که به ترتیب عبارتند از: دیده بانی در سال ۱۳۵۹، دیدبانی در سال ۱۳۶۰، دیده بانی در سال ۱۳۶۱، دیده بانی در سال ۱۳۶۲، دیده بانی در سال ۱۳۶۵ و دیده بانی در سال ۱۳۶۷.

عنوان برخی از خاطرات این کتاب عبارت است از: نمیری تا خودم بکشمت، شیرینی خامه ای اعلا، فرمانده صبور، خضاب خون، خال هندی، پدرت را در می آورم، میازار موری که، قبر گمشده، کارخانه نمک، تانک پر رو، پس از پاتک، گیر کار خودم بودم، تلخی های قصر شیرین.
پایان هر خاطره نیز نام راوی (که سمتش نیز به پیوست آمده است) همراه با مکان و زمان وقوع خاطره و مکان و زمان بیان خاطره ذکر شده است.

https://img.taaghchecdn.com/frontCover/34064.jpg?w=400

معرفی کتاب تمنای بی‌خزان

«تمنای بی‌خزان» روایت‌های زهرا سلیمانی‌زاده، از رزمنده‌ مدافع حرم شهید مهدی حسینی به قلم شیرین زارع‌پور است.

در قسمتی از کتاب می‌خوانیم:

«پیکانی به رنگ آبی جلویمان ترمز کرد، طوری که آبِ کف کوچه روی چادرم پخش شد. سرم را بلند کردم چندتا بد ‌و ‌بی‌راه بارش کنم که دیدم از زیر پوشیه فقط خودم می‌شنوم و سارا. اما نه، انگار او بود. چشمم افتاد به لبخند مهربانی که روی لب‌هایش جا خوش کرده بود. با حرص نگاهش کردم. او مرا نمی‌دید. شیشه‌ی ماشین را داد پایین و گفت «دارم می‌رم خونه‌ی شما. می‌رسونم‌تون.» به سارا نگاه کردم تا نظرش را بپرسم. سرش را به علامت موافق پایین آورد. بعد از کمی مکث، هر دو سوار ماشین شدیم.شما. می‌رسونم‌تون.» به سارا نگاه کردم تا نظرش را بپرسم. سرش را به علامت موافق پایین آورد. بعد از کمی مکث، هر دو سوار ماشین شدیم. خواستم عقب بنشینم که درِ سمت شاگرد را باز کرد. ناچار شدم به درخواستش احترام بگذارم. این اولین‌باری بود که این‌قدر نزدیکش شده بودم. قلبم اوضاع خوبی نداشت.

به اطلاع علاقه مندان گرامی  پویش مطالعاتی فصل باران می رساند که برای تهیه کتب «بچه های ممد گره / نشر فاتحان» و « تمنای بی خزان/ نشر ۲۷ بعثت» می توانند با شماره های ذیل تماس حاصل فرمایند.

خاطر نشان می شود که کتب فوق از تخفیف ۳۰ الی ۴۰ درصدی بر خوردار می باشد.

شماره تماس آقای دل آشوب/ نشر فاتحان ۰۹۲۱۲۲۹۸۲۴۰

شماره تماس آقای بهشتی/نشر ۲۷ بعثت ۰۹۱۲۵۰۸۱۰۸۰

انتهای پیام/

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد

rah
104994_orig
104991_orig
تمام حقوق مادی و معنوی این سایت محفوظ و متعلق به "کانون فرهنگی و هنری سبحان مسجد جامع کوهدشت"می باشد.